ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
150
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
اجتماع عظيم از سپاه متحد دشمن شدهايد و اين اجتماع در يك ميدان ناگهانى بوده . مدد مسلمين هم سودى ندارد و اين وضع بيشتر به حال مشركين نافع باشد ، روزگار شما را پراكنده كرد ( كه هر لشكرى اميرى دارد ) . اللّه اللّه كه هر يك فرد بيك ميدان و شهر اختصاص يافته . اين شخص تفاوت نمىكند كه خود مطيع فرمانده باشد يا بالعكس فرمانده مطيع او باشد . بدانيد اگر يكى از امراء كنار برود و مطيع ديگرى باشد اين كار موجب نقص مرتبت او نزد خدا و رسول نخواهد بود ( مقصود تمكين بعضى از امراء به ديگران و عدم استنكاف از فرمانبردارى ) بيائيد كه دشمن آماده شده است . امروز هم روزى خواهد بود كه آينده آن حساب خواهد داشت . ( فيروزى يا شكست ) اگر ما توانستيم آنها را عقب برانيم كه پشت خندق پايدارى خواهند كرد و لو اين كار تكرار شود ولى اگر آنها ما را عقب برانند دچار شكست و فنا خواهيم شد و بعد از آن هرگز پيروز و رستگار نخواهيم شد . بنابر اين حمله را بايد ما بين امراء تقسيم كرد كه هر اميرى يك روز حمله كند و روز ديگر امير ديگر كه تازه نفس و آسوده باشد . آنگاه شما همه اى امراء مىتوانيد هميشه امير و فرمانده باشيد كه هر يك سالار يك روزه باشد و هر يكى بنوبت خود مستقلا امير كل باشد . بگذاريد امروز من ( خالد ) امير شما باشم . مسلمين تمكين كردند و تصور نمودند كه اين هم مانند حملات دليرانه خالد است و در اين حمله مدت جنگ به طول نخواهد كشيد . روميان با صفوف آراسته كه هرگز مانند آن ديده نشده بود وارد ميدان شدند . خالد هم با يك صف آراسته كه عرب بدان آشنا نبود بجنگ آنان رفت . او با سى و شش هنگ سوار كه از سى و شش الى چهل هزار بود مقابله نمود . خالد گفت : سپاه دشمن بسى عظيم و عدد آن فزون است . بعقيدهء من آرايش لشكر ما با سواران از حيث هيبت در نظر دشمن داراى عظمت است . آنگاه فرماندهى قلب را بابى عبيده